supernatural
من خیلی باحال و جذابم

 

یه بیت از من:    عرفانی شدم یکم گم کردم خودمو نمیشناسم خودمو حولم دارم نر میبینم انگاری شب شده صبح ان گاری غم شده گم انگاری شبم رپ شده بود

یه بیت از خودش: حرفمو نمیدونن، قلبمو نمیخونن ترجمه بکنن این اشعارو

اشعارم ، اشکامن ، تا ابد ما پایدار

با اسلحه نمیتونن، فلسفه نمیتونن ترجمه بکنن این اسرارو

افکارم ، همراهم با قلم تا پای دار

خیلیم جالب حالا نوبت دومین رپره که من دوسش دارم

شعراش خیلی پر محتواست نه به اندازه عرفان ولی خوب دیگه 

 

 

یه بیت از من:الال زندگی میکنم توی فردام/زندگیمو عوض کرد حرفای بهرام

یه بیت از خودش:تورو به هرچی اعتقاد داری تورو به هرکی که بهش اعتماد داری قسم ناراحت نشو ازم فقط آزاد باش مهم نیست که به چی اع تقاد داری

 

 

 

اینم از سومی یه گروه فان که همه میشناسیم تیک تاک

یه بیت از من :انقدر قوی باش تا صدات کنن بی باک/ شبا تو مخ باش مثل صدای تیک تاک

یه بیت از خودشون:رابطه خوب آره خفنه بین بیتو من این رپو مچاله نکرده ول نمیکنم 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ 8:22 ] [ ironboy ] [ بازدید : 60 ]

 بازم آشفته ام . دیوانه و خسته             در این جویباره خالیه زندگی دستو پا بسته

بر خیز ای جوی باره زندگیی            برخیز . برخیز تا نپوشی لباس بردگی

پس کجاست شعاره آزادیو آزادگی       از دور چیزی میبینم آری درماندگی

بر تنه ی بی جانه شب تبر مزن       که بی شب روز ها گذرا نیست

هرچه گفتی و شنیدی                  هر چی خوبی کردیو هیچ ندیدی

از یاد ببر

باید چشم ها رو وا کنی         با وضوحه لحظه ی عشق دیدار کنی

از غم و اندوه تو هم بیمار شدی    بخند شاید تو هم بیدار شدی.

 

امید وارم همه خوششون بیاد ولی این شعرو برای یکی از دوستام نوشتم امید وارم خوشش بیاد و متوجه بشه با گزشتن یه نفر از زندگی زند گی تموم نمیشه دوست خوبم امید وارم همیشه خوش حال باشی

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
[ پنجشنبه 9 خرداد 1392 ] [ 10:48 ] [ ironboy ] [ بازدید : 42 ]

 در عشقو اندوه چونان دیوانه ام               که هر شب به یاد عشق اشک میریزم

در کنج اتاقم دیوانه وار میشینم                صورت یارم را جلوی چشم میبینم

من همان مجنونه دیرینم                   که  در کوچه به یاد عشق میمیرم

چشمانه بسته باز میشود شبا هنگام         لحظه ها تازه میشه برام انگار

 

(با رفقا جمع بودیم جو گرفت گفتم یه دوبیت همینجوری بیام بعد دیدم قشنگ شد آپش کردم نظر ندین قهر میکنما)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 8 خرداد 1392 ] [ 18:15 ] [ ironboy ] [ بازدید : 51 ]

توی تاریکی داشتم میزدم قدم           حیف نبودش جلوم کاغذو قلم

واگر نه وا میکردم واست قصه ی دلو          از اون دختر جوونی که میداد از جلو

واسش مهم نبود حرف بقیه              میگفت بابام کیه اونم مثل بقیه

فکرش اینه از من پول در بیاره         زنندگی منو بد جور گاییده آره

تاکه فکرم تاکه ذهنم  تاکه چشمم         ببینن بیشتر از سنم

مادرش دلش از سنگه               واسه دخترش نزاشته وقتش

اونم توی خیابونا بزرگ شدو       ول شد بین چندتا شتر

از یه طرف یه پسرو میبینم خسته          واسه بدبختیاش بد جوری مسته

زیدش ولش کرد واسه دوزار پول          توی ذهنش ساخته از بقیه غول

امروزم تموم شد با بدبختی              صبح که په پا میشی داری یه روز سختی

پسر براش رمق نمونده            تلاش میکنه که ته چاه نمونه

ولی نمیشه دنیا خیلی سنگه قلبش          معلوم نیست چی میشه بعدش

چی بگم بازم دوس داری بگم               بد جوری شلو ولم

دارم میمیرم تاکه بمیره قلبم         نبینم اتفاقای جلو مو هر دم

قدیما گوش میدادم عرفانو بهرام         حالا قلم دستمه تا که بگم از حرفام

حرفامه که ته قلبمه                ماه تو آسمو قبلمه

همش دارم میگم روزیکه            نباشه بدبختی نزدیکه

میخوام داد بزنم بگم مرتیکه         منو انداختی تو قفس پس چی که

مینویسم مو میگم فقط داد میزنم       حالا کجاشو دیدی هنوز حرف نزدم

ای پسر ای دختر                        نزار زندگیت بشه مختل

بیلاخو نشون به دردات              اینو بدون من هستم باهات

تا که دردتو واست بنویسم بگم         خوب اینم از کار من

از همه ممنونم که شعرامو میخونید امید وارم بپسندین من از همین جا واسه همه دختر پسراییی که مشکل دارن آرزوی خوش بختی میکنم امید وارم زندگیه شیرینی داشته باشین و سال نو بر همه شما دوستانم مبارک باد

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
[ يکشنبه 20 اسفند 1391 ] [ 13:55 ] [ ironboy ] [ بازدید : 50 ]

توی دلم یکم حرفه که میخوام بگم            شعر نیست درده که من دارم میگم

از درون و بیرون دارم پاره میشم         تو دریای زندگیم آواره میشم

کم کم دارم دیوونه میشم         حرف نمیزنم فقط خفه میشم

فرشته ها میان دورم دیوونه میشن      داستانمو برام این گونه میگن

شعر از درون دل ما برخواست       بهت حرفامو میزنم از رو درخواست

من مثل شیر در بند و کفنم         مثل گل که از ریشه کندنم

بابا میاد خونه براش اعصاب نمونده   درخواست من ته چاه نهفته

ارزش من اندازه یه مورچس   مورچه خوار اونم زیاد هست

دردای منو تو بکن سیاحت      واکس کفش کرده سیاهم

 هرکی میاد میخونه از بدبختیا   هیچکی نمیگه از درد ما دهه هفتادیا 

..........

..........

..........

.........

............

رنگای بنفش و صورتیم مد شده        واسه عشقه شاهی که کت شده

مثل کره روی کباب خوش مزست     خون من که تو شیشست

دستم روی قلم فقط داره میلرزه      تنها.....دستمه به روم میخنده

قلم از دردام داره گریه میکنه      اشک آبیش شعرامو شکل میده 

خودکاره دستمم رنگش آبیه     اوضاع و احوال ما بد جور قاطیه

تو خونه به یه مشت ادکلن ضل زدم    رفیقم  ورقارو میزنه بر همش

تو فلشم پره از فیلم جنگی       میگی واسه آیندت میجنگی

آب بابا درس کلاس اوله      همین درساس که باعثه مرگمه

رستم زیر خوان هشتم زایید    معلم ادبیات مخ ماهارو گایید

از درس و مدرسه دیگه بگزریم     به چیزای دیگه یکم بنگریم

..

....

.......

..........

همه میگن سکوت علامت رضاس           توی سکوتم حرف اندازه یه دریاس

جز غم و حسرت برام چی مونده             منو فکر این که زندگی یه روزه

خوب -بد همه اینا هست                     من و تو و یه دنیاآدمه پست

مست میکنیو میگی خستم                  پس دستتو دراز کن سوی دستم

من که موبایلم برام همه چیزه            چشم خیلیا روی این قمه تیزه

منظورم حرفمه که میبره مثل قمه      ولی با این حال بازم کمه

میخوام بگم برات از یه چیز تازه          توی روستا پر از نشت گازه

که میترکه و مدسه ها داغون میشه             چندتا بچه بافت زندگیشون از هم باز میشه

صبحا خورشید در میاد از پشت کوه         امید دارم به یه روز  خوب

بازم حرسو دعوا روز منو شکل داد         تو داد بزن شاید رسیدگی کنه داد

......

............

(منظورم از داد در مصرع دوم بیت آخر داد به معنای حق و حق جو هاست و اگر دقت کنید شاه لباسش به رنگ صورتی و بنفشه البته تو بعضی کارتا وارتباط ادکلن و رفیقم هم اینه که همه رفاقتا مثل ادکلن داره میپره اشک آبیم که منظورم جوهر خودکارمه و دیگه فکر نکم مطلب سختی گفته باشم که شاید نتونید متوجه شید)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
[ شنبه 19 اسفند 1391 ] [ 14:53 ] [ ironboy ] [ بازدید : 56 ]

 این یه اعلان بزرگ برای برگشتمه من دوباره مطالبمو میزارم از همه ممنون میشم که بهم کمک کنن تا دوباره وبمو سر پا کنم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
[ پنجشنبه 10 اسفند 1391 ] [ 9:32 ] [ ironboy ] [ بازدید : 84 ]

در سکوت لب هایم..

عشق بازی با سخنان بیهوده در شب هایم.......

خیال آشفته جاری در رگهایم......

خسته از زندگیه نکبت بارم.........

و مینویسم از دلتنگیهایم......

دیوانه بازی در شبهای مهتابی.......

عشقهای دروغی در خانه های خالی..........

و به انزوا کشیده شدن روحم....

ولی من این نیستم..........

من باید..........

ببینم ... باشم ... حس کنم ...

تا از انزوا خارج شوم.......

ولی همینطور راحتم.........

(گویند بهشت با حور خوش است......... من میگویم آب انگور خوش است)


 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
[ يکشنبه 25 تير 1391 ] [ 0:10 ] [ ironboy ] [ بازدید : 38 ]

ای جسارت! دوست من باش.

دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد. 

اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده .

از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده می شوند، برخی بزرگی را به دست می آورند و بعضی بزرگی را به دامانشان می اندازند. 

آه که دروغ چه چهره زیبایی دارد.

به لب هایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شده اند. 

خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای. 

صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند. 

به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه می داند. 

اگر کلمات نایاب شوند، به ندرت بیهوده مصرف می شوند. 

با خنده و شادی، بگذار چین و چروک های پیری از راه برسند.

چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام می یابد.  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 10 اسفند 1391 ] [ 10:04 ] [ ironboy ] [ بازدید : 170 ]

رفقا میخوام برام یه کاری بکنین این رفیقه ما(سعید آسوده)درام زن معروف جنوب شهر تهران این مطلبو کپی کنید تو وباتون به عنوان تبلیغ براش ما باید به هنرمندا بها بدیم

:09190160063


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
[ پنجشنبه 10 اسفند 1391 ] [ 16:04 ] [ ironboy ] [ بازدید : 46 ]

سلام:

من میخوام امروزمم براتون بگم امروز دیگه واقعا شاهکاربودم

اول که برا مدرسه خواب مودم تو کلاس رام ندادن بعدم پول کلاسی که از رفتن بهش پشیمون شده بودم بهم پس ندادن تازه امروز فهمیدم به کانونه مولی الموحدین که یه مکان کاملا تحصیلی هستش 80هزار تومان بدهکارم حالا پول اینو از کجا بیارم خدا عالمه.

بعدم که برگشتم خونه و دیدم بععععععععععععله نوه عمم اومده بی اجازه رفته تو اتاقم و کامپیوترم و تلویزیونم و کوک های گیتارمو کلا بهم ریخته اعصابم کلا خورد بود اگه اون لحظه اونجا بود به حیاتش ادامه نمیداد . ولی الان درم با خیال راحت داارم تاپ میکنم همین و خدافظ

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ,
[ دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 22:44 ] [ ironboy ] [ بازدید : 71 ]
درباره وبلاگ

منم یه بنده خدا عشق شعر گفتن یه شاعره بی استعداد که شعراش به جز خودش خریدار نداره 18 سالم شده ولی به جای خوشحال شدن دارم فکر میکنم به میانبر زدن
موضوعات وب
امکانات وب


script language="javascript" src="http://pichak.net/blogcod/cod-music/player/?type=1&files=
Upload Music
بجای این متن آدرس فایل موزیک آپلود شده خود را وارد نمایید&start=1&random=1&replay=1&vol=100"> ابزار پرش به بالا

كد ماوس

آمار سایت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


پیوندهای مفید
جستجو در وبلاگ
خبرنامه
نظرسنجی
چطوری بخندیم ؟
آمار بازدید
آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 38
بازدید هفته گذشته : 44
بازدید ماه گذشته : 349
بازدید سال گذشته : 1433
کل بازدید : 11161